نشر توسط:admin Views 34 تاریخ : 5 ارديبهشت 1395 نظرات ()
از پس پرده نگاه کن ، مثله شطرنجه زمونه هرکسی مثله یه مهره توی این بازی می مونهیکی مثله ما پیاده ، یکی صد ساله سوارهیه نفر خونه به دوشه ، یکی دو تا قلعه دارهیه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدنرو به روی هم یه عمره ما رو دارن بازی می دناونا که اوله بازی توی خونه ی تو و منپیش پای اسب دشمن ، اون همه سرباز رو چیدنببین امروزم تو بازی میونه شاه و وزیرنهنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر می گیرن (سنگر می گیرن)تاج و تخت شاه دیروز ، در قلعه شون نمی شهبه خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشهیادشون رفتهیادشون رفته که اون شاه که بهصد مهره نمی باختتاج و از سرش تو میدون لشگر پیاده انداختاونکه ما رو بازی می ده ، اونه که مهره رو چیدهاونکه نه شاهه ، نه سربازنه سیاهه (نه سیاهه)، نه سفیده (نه سفیده)از پس پرده نگاه کن