نشر توسط:admin Views 41 تاریخ : 30 بهمن 1394 نظرات ()
کیـــاست را نمــی بینم
تـپـش در روح ِ عـادت را نمــی بینم
از ایـن تکــرار ِ طولانی که دارد زخـمـی از کاهش
نفس گندید و صاحت را نمــی بینم
عـیـــادت را نمــی بینم * عجب سخت است نوشیدن
و خـوردن یـا لباســی گرم پـوشیـدن
در این سـرمای ِ روز افزون،محبّت کرده کـوچ از ما
چـرا معلول شد اسباب ِ کوشیـدن؟
چه شـد گرمای ِ جوشـیدن؟ * چـــــرا نـامـهــــربـان باشیم؟
بیائیـد از خـزان تـا برف،جـان باشیم
در این یلــدا ، اناری هم ببخشیم،آسمان باشیم
کمی درگیر ِ همنوع هایمان باشیم
و از دل، هـمــزبـان باشیم